محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
312
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فرشتگان رسولانى برمىگزيند و نيز از ميان مردم . بىگمان خدا شنواى بيناست . » « 1 » آنان هرگز در امر و نهىهاى خداوند شك و ترديد نمىكنند . ( فما منهم زائغ عن سبيل مرضاته ) آنان همواره فرمانبردار خداوندند . ( و أمدّهم بفوائد المعونة ) آنان را بر علم و قدرت از فرمانبردارى خويش و جلب خوشنودىاش يارى كرده است . ( و أشعر قلوبهم تواضع إخبات السّكينة ) راه فروتنى و اعتماد به خدا را به آنان آموخته است . ( و فتح لهم أبوابا ذللا إلى تماجيده ) همچنين درب بزرگداشت و ستايش خداوند را برايشان گشوده است . ( و نصب لهم منارا واضحة على أعلام توحيده ) دلايل روشن بر وحدانيت و عظمت خداوند را برايشان اقامه كرده است . ( لم تثقلهم موصرات الآثام ) هيچ راه گناه و جنايت در بين فرشتگان وجود ندارد ؛ زيرا در دنيايشان جايى براى ثروت و قدرت و شهوت نيست . . . آنجا تنها مناجت و صلوات است . ( و لم ترتحلهم عقب اللّيالي و الأيّام ) پير و بيمار نمىشوند ؛ هرچند روزگار برايشان بگذرد ؛ چرا كه غذا نمىخورند و چيزى نمىنوشند و ارتباط جنسى ندارند . بنابراين چگونه ممكن است بيمار شوند . ( و لم ترم الشّكوك بنوازعها عزيمة إيمانهم و لم تعترك الظّنون على معاقد يقينهم ) منظور از « نوازع الشكوك » انگيزه پيدايش شك و ترديد است و منظور از « عزيمة الإيمان » پايدارى بر ايمان با هر پيامدى كه داشته باشد ، است و منظور از « معاقد اليقين » محكمساختن يقين است و خلاصه اين بند آن است كه ايمان آنان به خداوند ، محكم و استوار است و هيچ گمان و شكى آن را تكان نمىدهد . ( و لا قدحت قادحة الإحن فيما
--> ( 1 ) . اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ حج / 22 : 75 .